معنی بی قیل و قال
8 بازدید
[ لُ ] (ص مرکب) (از: بی + قیل +و +قال) بی بحث و گفتگو. بی جر و بحث. بی داد و فریاد: ای لقای تو جواب هر سؤال مشکل از تو حل شود بی قیل و قال. مولوی. و رجوع به قیل و قال شود.
کلمات همقافیه با «بی قیل و قال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر