معنی بی عاطفه
3 بازدید
[ طِ فَ / فِ ] (ص مرکب) (از: بی +عاطفه) بی مهر. بی عطوفت. سنگدل. بی رحم. که قوای انفعالی وی ضعیف باشد. رجوع به عاطفه شود.
کلمات همقافیه با «بی عاطفه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فه» برای سرودن شعر