معنی بی دیانتی
5 بازدید
[ نَ ] (حامص مرکب) بیدینی. نادرستی : شاه مثال داد کنیزک را که جریمت و تهمت بشاهزاده اضافت کرده بود و بجنایت و بیدیانتی منسوب گردانیده فضیحت و رسوای خلق گردانند. (سندبادنامه ص ۳۲۲).
کلمات همقافیه با «بی دیانتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر