معنی بیگذشت
6 بازدید
[ گُ ذَ ] (ص مرکب) (از: بی + گذشت) بی اغماض. کم عفو. که هیچ عفو و اغماض ندارد: دشمنی بی گذشت داریم. آدمی بی گذشت است. (یادداشت مؤلف). || مردی بی گذشت؛ بخیل. (یادداشت مؤلف). رجوع به گذشت شود.
کلمات همقافیه با «بیگذشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر