معنی بیگاه گشتن
5 بازدید
[ گَ تَ ] (مص مرکب) به آخر شدن روز. بیگاه شدن : چنین گفت کامروز بیگاه گشت.فردوسی. که شد روز تاریک و بیگاه گشت.فردوسی.
کلمات همقافیه با «بیگاه گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر