معنی بیکند
8 بازدید
[ کَ ] (اِ) زاغه. آغل. (یادداشت مؤلف).[ بَ کَ ] (اِخ) نام شهری است که در روایات قدیم بنای آن را به جمشید نسبت دهند و گویند که سالها پایتخت افراسیاب بود و به کنگ دژ یا کندژ مشهور است. و آن در پنج فرسخی بخارا و سر راهی که نزدیک «فربر» به جیحون میرسد قرار دارد و اکنون هم موجود است. این شهر در قرن چهارم دارای قلعه ای بود که فقط یک دروازه داشت و در وسط شهر مسجدی بود مزین به سنگهای مرمر و محرابی زراندود و حومهٔ آن بازار داشت که گویند به هزار میرسید. (از ترجمهٔ سرزمینهای خلافت شرقی ص ۴۹۲). و نیز رجوع به تاریخ بخارای نرشخی ص ۵ ، ۲۱ ، ۲۲ و حدود العالم، معجم البلدان، نزهةالقلوب ص ۲۶۱، مراصدالاطلاع، الفهرست ابن الندیم، الجماهر ص ۲۰۵، ۱۵۷، فهرست حبیب السیر، مجمل التواریخ ص ۳۰۹ و برهان و فرهنگهای فارسی شود: منه دل در جهان کز بیخ برکند جهان جم را که او آکند بیکند.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «بیکند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر