معنی بیکبری
6 بازدید
[ کِ ] (حامص مرکب) (از: بی + کبر +ی) بی تکبری. تواضع. خضوع و فروتنی. (ناظم الاطباء). رجوع به کبر شود.
کلمات همقافیه با «بیکبری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر