معنی واژه بیچیز
7 بازدید
(ص مرکب) فقیر. مسکین. گدا. درویش. مفلس : اگر نیستت چیز لختی بورز که بی چیز کس را ندارند ارز.فردوسی. در این شهر بی چیز خرم نهاد یکی مرد بد نام او هفتواد.فردوسی. ترک عمل بگفتم و ایمن شدم ز عزلت بی چیز را نباشد اندیشه از حرامی.سعدی.