معنی بیونجی
5 بازدید
[ وَ ] (ص نسبی) از مردم بیونج. از سرزمین بیونج. رجوع به ایل کرند شود.
کلمات همقافیه با «بیونجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر