معنی بیون
5 بازدید
[ بَ ] (اِ) مخفف ابیون، افیون. (حاشیهٔ برهان). پیون. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). اپیون. افیون. (برهان) (مجمع الفرس) (اوبهی).[ بُ ] (ع اِ) جِ بین. (منتهی الارب). رجوع به بین شود.[ بَ ] (ع ص، اِ) چاه فراخ دورتک. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). چاه دورفرود. (مهذب الاسماء). چاههای عمیق وسیع. (برهان). گاوچاه. (یادداشت مؤلف).[ بُ ] (ع مص) بین. بیون. بینونة. بمعنی بین مصدری است. (از منتهی الارب). رجوع به بین شود.
کلمات همقافیه با «بیون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر