معنی بیولیدن
8 بازدید
[ بُ دَ ] (مص) امید داشتن. || اعتماد کردن. || ملاحظه کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بیولیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر