معنی بیوع
6 بازدید
[ بُ ] (از ع، اِ) جِ بیع. (این جمع در فرهنگهای معتبر عربی دیده نشد): در بیوع آن کن تو از خوف غرار کز رسول آموخت سه روز اختیار.مولوی. و رجوع به بیع شود.[ بَ ] (ع ص) رجل بیوع و بیع؛ نیک فروشنده. (لسان العرب). رجوع به بیع شود.
کلمات همقافیه با «بیوع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر