معنی بیوراسف
6 بازدید
[ وَ اَ ] (اِخ) بیوراسب. رجوع به بیوراسب شود. برقی روایت کند از آن جمله که عجم در آن غلو کرده اند از وصف بیوراسف یکی آن است که گفته اند که بیوراسف زمین قاسانی را بازگردانید. (تاریخ قم ص ۷۵). و دیگر از وصف بیوراسف که عجم در او غلو کرده اند آن است که عجم می گویند که فریدون بیوراسف را در ریسمان بست. او ریسمان را بکشید و با ریسمان بگریخت. افریدون در پی او برفت. او را یافت بموضعی که امروز برابر قم است و معدن نمک است.... و غایت او نمک شده و در معدن نمک گشته و نمک قم و حوالی از آنجاست. (تاریخ قم ص ۷۵). و رجوع به ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۸۶ ، ۸۷ ، فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۱، ۳۴ ، ۳۵ ، مافروخی ص ۴۰، ۴۱، تاریخ کرد ص ۱۱۵ و تاریخ گزیده ص ۸۷ شود.
کلمات همقافیه با «بیوراسف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سف» برای سرودن شعر