معنی بیوجه
4 بازدید
[ وَجْ هْ ] (ص مرکب) (از: بی +وجه عربی) که وجهی ندارد. که محلی ندارد. بی دلیل : و اگر بر وفق تصور خویش در آن تصرفی نمایند بلاکلام بی وجه و ناصواب افتد. (تاریخ رشیدی). رجوع به وجه شود.
کلمات همقافیه با «بیوجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر