معنی بیهشیة
5 بازدید
[ بَ هَ شی یَ ] (اِخ) بیهسیة. گروهی از خوارج و از یاران بیهش (بیهس) ابن الهیصم بن جابر باشند. گویند: ایمان عبارتست از اقرار و علم بوجود خداوند و آنچه پیمبر آن را آورده است پس کسی که دربارهٔ شیئی در تردید باشد و حلال آن از حرام نشناسد کافر است زیرا تفحص و جستجوی این قبیل امور برای کشف حقیقت برای چنین کسی لازم بوده است و طریق جستجوی حق نپیموده است و گفته اند تا زمانی که کس را نزد امام نبرده اند و امام حدی بر او جاری نکرده نمیتوان او را کافر شناخت و او آمرزیده است. و گفته اند حرام فقط در مورد این آیه است که: {/B«قُلْ لاََ أَجِدُ فِی مََا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلی ََ طََاعِمٍ ». ۱-۱۰۶:۱۴۵/}(قرآن ۶/۱۴۵). و نیز میگویند چون امام کافر شود رعایا هم کافر گردند خواه امام حاضر باشد و خواه غایب. و هم گفته اند که کودکان در ایمان و کفر تابع پدران خود باشند و همچنین گفته اند مستی که از شراب حلال عارض شود گفتار و کردار شارب آن بخشوده باشد بخلاف مستی که بر اثر شراب حرام عارض شده باشد و نیز میگویند مستی با ارتکاب گناه کبیره کفرست. این فرقه با طایفهٔ قدریه در نسبت دادن افعال بندگان بخودشان موافقت دارند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ص ۱۲۵). رجوع به بیهسیة و ابوبیهس شود.
کلمات همقافیه با «بیهشیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر