معنی بیهس
4 بازدید
[ بَ هَ ] (ع اِ) شیر. (منتهی الارب). از صفات شیر است و از آن اسمی مشتق شده است. (از لسان العرب). || (ص) مرد دلیر و شجاع. || زن خوشرفتار. (منتهی الارب).[ ] (اِخ) ابن زمیل. نام مهردار ولیدبن یزیدبن عبدالملک. رجوع به الوزراء و الکتّاب جهشیاری ص ۴۴ شود.[ بَ هَ ] (اِخ) بدون الف و لام، نام مردی که مثل است در گرفتن قصاص. (منتهی الارب).[ بَ هَ ] (اِخ) ابوبیهس، کنیهٔ هیصم بن جابر خارجی است. (منتهی الارب). رجوع به ابوبیهس شود.
کلمات همقافیه با «بیهس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هس» برای سرودن شعر