معنی بینی کردن
5 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از غرور و تکبر کردن. (آنندراج از بهار عجم): شکر کن غره مشو بینی مکن گوش دار و هیچ خودبینی مکن هر کسی کو از حسد بینی کند خویشتن بی گوش و بی بینی کند.مولوی.
کلمات همقافیه با «بینی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر