معنی بینی پاک کردن
4 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) بینی افشاندن. بینی گرفتن. آب بینی خود را بدستمال و غیره زدودن. امتخاط. تمخط. مخط. (تاج المصادر بیهقی). - امثال: بینی پاک کن پس حدیث ما کن. (از اسرارالتوحید).
کلمات همقافیه با «بینی پاک کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر