معنی بینیدار
4 بازدید
(نف مرکب) دارای بینی. دارندهٔ بینی. پوزه دار. نوک دار. || چکمه یا کفش نوک دار. (ناظم الاطباء). || دماغه دار.
کلمات همقافیه با «بینیدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر