معنی بینیبند
5 بازدید
[ بی بَ ] (اِ مرکب) نوعی از نقاب زنان. (آنندراج). نقاب و چیزی که بر روی بینی بندند مانند زنان تازی. (ناظم الاطباء). فدام. (یادداشت مؤلف). لفام. (مجمل اللغة): لبز؛ بینی بند بربستن. اللغم؛ بینی بند بربستن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بینیبند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر