معنی بینوکر
4 بازدید
[ نَ / نُو کَ ] (ص مرکب) (از: بی + نوکر) بدون خدمتکار. صاحب غیاث اللغات و بتبع او آنندراج گوید: بمعنی شخص نوکری پیشه که بجایی نوکر نباشد غلط است. بمعنی صحیح نانوکرست چه لفظ نا برای نفی بر مشتقات و صفات آید چنانچه اسم فاعل و اسم مفعول و صفت مشبهه. مثلاً نابالغ و نامسموع و ناخلف و بلفظ بی برای نفی بر اسماء غیرمشتق و صفات آید چنانچه اسم مصدری و اسم جامد، مثلاً بی شعور و بی هنر و بی زر.
کلمات همقافیه با «بینوکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر