معنی بینونت
5 بازدید
[ بَ / بِ نو نَ ] (از ع، اِمص) (از بینونة عربی) جدائی و مفارقت. (غیاث) (ناظم الاطباء). تباین. ابانت. بین. مباینت. ناسازگاری. ناسازواری. دوگانگی. (یادداشت مؤلف). || جدا شدن. بریدن. (یادداشت مؤلف). رجوع به بینونة شود.
کلمات همقافیه با «بینونت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نت» برای سرودن شعر