معنی بینندگی
5 بازدید
[ نَ نْ دَ / دِ ] (حامص) حالت و چگونگی بیننده. نگرندگی. (ناظم الاطباء). دید. ابصار. || بصیرت. (ناظم الاطباء). عاقبت اندیشی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بینندگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر