معنی بینقل
5 بازدید
[ نَ ] (ص مرکب) (از: بی +نقل) بی انتقال. ثابت. دایم و همیشه. (از حاشیهٔ لیلی و مجنون چ وحید ص ۳۱). پابرجا: اورنگ نشین ملک بی نقل فرمانده بی نقیصه چون عقل.نظامی.
کلمات همقافیه با «بینقل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قل» برای سرودن شعر