معنی بینعمت
6 بازدید
[ نِ مَ ] (ص مرکب) (از: بی + نعمت) فاقد نعمت. بی مال و روزی. || بی محصول : و اندر بیابان جایهای بی نعمت و تنک علف. (حدودالعالم). و رجوع به نعمت و نعمة شود.
کلمات همقافیه با «بینعمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر