معنی بینة
6 بازدید
[ بَ یْ یِ نَ ] (ع ص، اِ) مؤنث بَیّن. دلیل. (اقرب الموارد). || حجت واضح. ج، بینات. (منتهی الارب). حجت. (از اقرب الموارد). حجت روشن. (ترجمان القرآن) (غیاث) (آنندراج). دلیل واضح و آشکار. (ناظم الاطباء). حجت. (مهذب الاسماء). حجت پیدا. (دهار). نمودار. (یادداشت مؤلف). || حجت آشکارا. دلالت آشکار. خواه عقلی باشد خواه حسی. و شهادت گواه را از این لحاظ بینه خوانند که رسول اکرم (ص) فرمود: البینة علی المدعی و الیمین علی من أنکر. ج، بینات. (از تاج العروس). || و در نزد فقهاء شهادت و حجت در شرع بر سه قسم است: بینه، اقرار، نکول. (از کشاف اصطلاحات الفنون). || گواه. (غیاث) (مهذب الاسماء) (نصاب الصبیان): معجزهٔ مروت و برهان فتوت او جز بشهادت مشاهده و بینهٔ عیان مقرر نگردد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چاپی ص ۳۶۳). || نام سورهٔ ۹۸ از سور مدنی قرآن کریم که دارای هشت آیه است و بعد از سورهٔ طلاق نازل گردیده است. رجوع به تاریخ القرآن ابوعبداللََّه زنجانی شود. || در اصطلاح اهل جفر بر سوای حروف اول اسمای تهجی که در تلفظ آید اطلاق گردد. (کشاف اصطلاحات الفنون ص ۶۱۵). رجوع به بینات، زبر و بسط و غرائز شود.[ بَ نَ ] (اِخ) موضعی است از جی و جی وادی رویثه است و رویثه میان عرج و روحاء است. (از معجم البلدان). موضعی است بوادی رویثه. (منتهی الارب).[ نَ ] (اِخ) بنیة. منزلی است در راه حجاج یمامة میان شیح و شقیراء. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «بینة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر