معنی بینایی
6 بازدید
(اِ مرکب) چشم. عین. (برهان). رجوع به بینائی شود. || (حامص) بینائی. دیده وری و بینندگی باشد. (برهان). || قدرت دید. نیروی چشم. رجوع به بینائی شود. || بصیرت.
کلمات همقافیه با «بینایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر