معنی بی‌نام

معنی بی‌نام

7 بازدید
(ص مرکب) (از: بی +نام) گمنام. مجهول الاسم. (آنندراج). بی اسم و رسم. بی نشان. شخص نکرهٔ غیرمعروف. (ناظم الاطباء). مجهول. خامل. نامعروف. مقابل نامور. بی اشتهار: چو بی نام و بیکام و بی تن شدند گریزان بکوه هماون شدند.فردوسی. به یک ماه زان روی دریای چین که بی نام گشت این زمان آن زمین. فردوسی. یکی نامداری که با نام اوی شدستند بی نام نام آوران.منوچهری. || پست. فرومایه. (یادداشت مؤلف). خوار. زبون. - بی نام و ننگ؛ بی غیرت. بی حمیت. (یادداشت مؤلف): طلب کردم از پیش و پس چوب و سنگ بر آن ناخداترس بی نام و ننگ.سعدی. - سهام بی نام؛ سهامی در شرکت که صاحب آن شناخته نیست. مقابل سهام بانام که نام دارندهٔ آن معلوم است. || (اِ مرکب) شرکتی که بنام هیچیک از شرکاء نامیده نمی شود و تنها بنام تجارت آنها خوانده میشود، مانند شرکت بی نام پنبه. شرکت بی نام قند. (فرهنگستان ایران). || نوعی برنج متوسط که در گیلان بعمل می آید. (یادداشت مؤلف). || انگشت بنصر. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «بی‌نام»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ام» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید