معنی بیمور
6 بازدید
[ وَ ] (ص مرکب) (از: بیم +ور) مهیب. باصلابت. رجوع به بیم و نیز رجوع به بیموری شود.(اِخ) دهی است از دهستان کام فیروز که در بخش اردکان شهرستان شیراز واقع و دارای ۲۳۵ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «بیمور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر