معنی بیموج
6 بازدید
[ مَ / مُو ] (ص مرکب) (از: بی + موج) صاف و برابر و آرام مانند دریا. (ناظم الاطباء). مقابل مواج. رجوع به موج شود.
کلمات همقافیه با «بیموج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر