معنی بیمند
5 بازدید
[ مَ ] (اِ) آلتی است که باغبان با آن طائران را بپراند. (از آنندراج). هر آلت صداداری که بواسطهٔ آن طیور را از باغ ترسانیده بیرون کنند. || صفیر آسیا. || زنگی که پاسبانان و خدمتگاران میزنند. (ناظم الاطباء).[ مَ ] (اِخ) میمند. نام شهری است به کرمان. (از معجم البلدان). کلمه ظاهراً دگرگون شدهٔ میمند است. و رجوع به مرآت البلدان ج ۱ ص ۳۲۷ و میمند شود.
کلمات همقافیه با «بیمند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مند» برای سرودن شعر