معنی بی‌منتها

معنی بی‌منتها

5 بازدید
[ مُ تَ ] (ص مرکب) (از: بی +منتها MMM منتهی عربی) بی منتهی. بی انجام. بی پایان : ور بدل اندیشه از مردم کنی مشغله شان بی حد و بی منتهاست. ناصرخسرو. اوست مختار خدا و چرخ و ارواح و حواس زان گرفتند از وجودش منت بی منتها. خاقانی. نمی خواستم رفت ز ارمن ولیکن ز طوفان بی منتها میگریزم.خاقانی. شاید که در حساب نیاید گناه ما آنجا که فضل و رحمت بی منتهای تست. سعدی. باغ سبز عشق کو بی منتهاست جز غم و شادی درو بس میوه هاست. مولوی. و رجوع به منتهی و بی منتهی شود.

کلمات هم‌قافیه با «بی‌منتها»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ها» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید