معنی بیملاحظه
6 بازدید
[ مُ حَ / حِ ظَ / ظِ ] (ص مرکب، ق مرکب) (از: بی +ملاحظهٔ عربی) که رعایت جوانب نکند. که جانب مردمان نگاه ندارد. بدون تأمل. بدون بصیرت و از روی بی عقلی و بی دانشی. (ناظم الاطباء). مغرورانه. لغو. پرت. پرتکی. نفهمیده. نسنجیده. الاّبختی (در تداول عوام)؛ آدم بی ملاحظه، که رعایت جوانب نکند. و رجوع به ملاحظه شود.
کلمات همقافیه با «بیملاحظه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظه» برای سرودن شعر