معنی بیمزد
5 بازدید
[ مُ ] (ص مرکب) (از: بی +مزد) بدون مزد و اجرت. بدون پاداش. (ناظم الاطباء). بی مزد و منت. و رجوع به مزد شود. - دزد بی مزد؛ دزد رسوا. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بیمزد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زد» برای سرودن شعر