معنی بیمبر
[ بی بَ ] (نف مرکب) خائف و ترسنده. (آنندراج) (بهار عجم). بیم برنده و ترسنده. (ناظم الاطباء). || (ص مرکب) بها و قیمت (و وجه آن بر مؤلف معلوم نیست). (از بهار عجم) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بیمبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر