معنی واژه بیماروانی
5 بازدید
[ مارْ ] (حامص مرکب) بیماربانی. بیمارداری. پرستاری. (یادداشت مؤلف): تطلیة؛ بیماروانی کردن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). التمریض؛ بیماروانی کردن یعنی در کار بیمار ایستادن. (مجمل اللغة).