معنی بیلاکات
4 بازدید
(ترکی، اِ) تحفه ها. سوقات. ره آورد. ارمغان. (یادداشت مؤلف): امیرچوپان ایلچی را عزت داشت نمود و انعام فرمود و از بهر قاآن بیلاکات و سوقات پادشاهانه روانه گردانید. (ذیل جامع التواریخ رشیدی حافظ ابرو). پیش مهد چگل بعرض رسانید که میباید نوشت بوالده و اخوات که آنچه خواجه احمد بتاجر داده بطریق بیلاکات باشد هر یک نامزد گردانید. (اندرزنامهٔ منسوب به خواجه نظام الملک). مکاتیب مهد را بمهر او نمود و بیلاکات که مخصوص خواتین بود چون مقنعه و حمایل و امثال او در این حال مهد چگل عتاب آغاز نهاد که بعد از مدتی من بجهت اقارب و عشایر خود از بارگاه چون تو پادشاهی این محقرات که به رسم تحفه و هدیه بفرستم این همه خجالت و ملالت بفرستادهٔ من رسد. (اندرزنامهٔ منسوب به خواجه نظام الملک).
کلمات همقافیه با «بیلاکات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر