معنی بیلاد
5 بازدید
(ص مرکب) (از: بی +لاد، بن و پی دیوار) بی بن و بنیاد. (از حاشیهٔ دیوان ناصرخسرو): بچشم سر یکی بنگر سحرگاه بر این دولاب بی دیوار و بی لاد. ناصرخسرو. و رجوع به لاد شود.
کلمات همقافیه با «بیلاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر