معنی بیقین
7 بازدید
[ بِ یَ قی ] (ق مرکب) بی گمان و بدون شک و حتماً و یقیناً. (ناظم الاطباء): استیقان؛ بیقین دانستن. ایقان؛ بیقین دانستن چنانکه هیچ گمانی نماند. (ترجمان القرآن). رجوع به یقین شود.
کلمات همقافیه با «بیقین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر