معنی بیقید
7 بازدید
[ قَ / قِ ] (ص مرکب) (از: بی +قید) بی بند. لاقید. (یادداشت مؤلف). مطلق العنان و آزاد. (آنندراج). || لاابالی در کارها. || بی ضبط و ربط. || بی ترتیب. (ناظم الاطباء). رجوع به قید شود.
کلمات همقافیه با «بیقید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر