معنی بیقبا
4 بازدید
[ قَ ] (ص مرکب) (از: بی +قبا) لخت. بی جامه : چون بی بقاست این سفری خانه اندرو باکی مدار هیچ گرت پشت بی قباست. ناصرخسرو. رجوع به قبا شود.
کلمات همقافیه با «بیقبا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «با» برای سرودن شعر