معنی بیقاعده
5 بازدید
[ عِ دَ / دِ ] (ص مرکب) (از: بی + قاعده) بی نظم و ترتیب. (آنندراج). بی نظم و بدون ترتیب. || بدون اساس. (ناظم الاطباء). || ناصحیح و نادرست. (ناظم الاطباء). برخلاف رسم. و رجوع به قاعده شود.
کلمات همقافیه با «بیقاعده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر