معنی بیفزودن
3 بازدید
[ یَ دَ ] (مص) افزودن : چو آمد بکیخسرو نیکبخت فراوان بیفزود بالای تخت.فردوسی. رجوع به افزودن و فزودن شود.
کلمات همقافیه با «بیفزودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر