معنی بیغوش
6 بازدید
[ بَ / بِ ] (ترکی، اِ) بوم. جغد. (یادداشت مؤلف). بایغوش. بایقوش. کوف. بوف. فاطمه خانم (در تداول عامه). - مثل بیغوش؛ تنها. منزوی. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «بیغوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر