معنی بیغم کردن
7 بازدید
[ غَ کَ دَ ] (مص مرکب) خوشحال کردن. شادمان ساختن. بی اندوه کردن : بکوشید تا رنجها کم کنید دل غمگنان شاد و بی غم کنید.فردوسی. بیا تا که دل شاد و خرم کنیم روان را بنخجیر بی غم کنیم.فردوسی.
کلمات همقافیه با «بیغم کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر