معنی بیعوار
5 بازدید
[ عِ / عَ / عُ ] (ص مرکب) (از: بی + عوار) بی عیب : اختیار دست او جود است جود بی ریا اعتقاد رای او عدل است عدل بی عوار. ناصرخسرو. و رجوع به عوار شود.
کلمات همقافیه با «بیعوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر