معنی بیعلاقه
6 بازدید
[ عِ / عَ قَ / قِ ] (ص مرکب) (از: بی +علاقه) که دل بستگی به چیزی نداشته باشد. (ناظم الاطباء). بی مهر. بی میل. || مرد مجرد. بی زن و خانمان. (ناظم الاطباء). و رجوع به علاقه شود.
کلمات همقافیه با «بیعلاقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر