معنی بیعدتی
5 بازدید
[ عُ دْ دَ ] (حامص مرکب) فقدان ساز و برگ و سلاح. بی مهماتی : و ما را چنان ماند از بیعدتی و لشکر که هر کسی را در ما طمع می افتاد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۱۶). و رجوع به عُدّة شود.
کلمات همقافیه با «بیعدتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر