معنی بیعاقبت
6 بازدید
[ قِ بَ ] (ص مرکب) (از: بی + عاقبت) بی فرجام. نافرجام. آنچه سرانجامش نیکو نبود و ببدی انجامد. (ناظم الاطباء): پاداش کردار نامحمود این بدکردار بی عاقبت چیست؟ (سندبادنامه ص ۲۳۰). اما دستوران بی عاقبت، ابروار پیش آفتاب عدل او حجاب گشته اند. (سندبادنامه ص ۱۳۴). و رجوع به عاقبت شود.
کلمات همقافیه با «بیعاقبت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بت» برای سرودن شعر