معنی بیظرف
6 بازدید
[ ظَ ] (ص مرکب) (از: بی + ظرف) بدون ظرف خالص. بار بدون باردان. ظرف دررفته. || آنکه تحمل و گنجایش ندارد. (ناظم الاطباء). کم حوصله. رجوع به ظرف شود.
کلمات همقافیه با «بیظرف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر